شب های طولانی و کش دار پاییز به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه های میگذرد و برای فرار از بی حوصلگی ها با بروبچ می زنیم بیرون و در زیر نم نم بارانی که خوش می براد بحث هایمان گل میاندازد و تا چشم بر هم می زنیم شب گذشته و البته خوش گذشته.

خداوند سایه پدر و ماشینش را از سر ما کم نکناد.

به سفز آخر این هفته و اول اون یکی هفته برای تغییر حال و هوا و پایان یک نواختی به شدت امیدوارم. برویم و برگردیم و دوباره به دل حوادث بزنیم که خاتمی آمد تازه آغاز ماجراست.