شبانه
شب های طولانی و کش دار پاییز به آرامی
یک مرثیه از روی سر ثانیه های میگذرد و برای فرار از بی حوصلگی ها با بروبچ می
زنیم بیرون و در زیر نم نم بارانی که خوش می براد بحث هایمان گل میاندازد و تا چشم
بر هم می زنیم شب گذشته و البته خوش گذشته.
خداوند سایه پدر و ماشینش را از سر ما کم
نکناد.
به سفز آخر این هفته و اول اون یکی هفته
برای تغییر حال و هوا و پایان یک نواختی به شدت امیدوارم. برویم و برگردیم و
دوباره به دل حوادث بزنیم که خاتمی آمد تازه آغاز ماجراست.
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۹/۱۰ ساعت 22 توسط عرفان شریفی
|