آهای داداش! این 300 میلیارد و چیکارش کردی؟

در میان هیاهوی سفر احمدی نژاد به نیویورک ،گزارشی جالب از سوی شورای شهر تهران در خصوص نتایج حسابرسی از عملکرد شهرداری تهران در سالهای 82 تا 84 منتشر شد یعنی زمانی که احمدی نژاد شهردار تهران بود.در این گزارش موارد متعددی از تخلف های مالی، عدم افشای کامل اسناد مالی و عدول از قوانین شهرداری خصوصا در واگذاری پیمان ها و کمک های کلان بلاعوض آمده است که مجموعا نشان میدهد در این دوره 300 میلیارد تومان حیف و میل شده است.

این گزارش با توضیح محمد علی نجفی کمال تر می شود و به نظرم یک سند تاریخی در خصوص سلامت مالی رئیس کنونی دولت و نزدیکان وی می باشد.

گزارش نجفی به خبرنگاران را در همین مورد در لینک زیر بخوانید


در هر کجای دیگر دنیا اگر مسئولی تخلفی بسیار پایین تر از این انجام می داد حتما استعفا میداد و از یا از مردم عذرخواهی و یا در دادگاه صالح مورد بازخواست قرار میگرفت.

تصور بکنید خاتمی یا هر کدام دیگر از منتقدان دولت چینین پرونده فسادی می داشتند .به احتمال زیاد تا کنون هزار بار اعدام شده و آبرویشان بر باد داده شده بود.لذا هر عقل سلیمی در این شرایط باید از خاتمی بخواهد که به میدان بیاید و برای انتخابات آتی ریاست جمهوری کاندیدا شود و ما هم باید از وی بخواهیم که تردید را کنار بگذارد.این کار را میتوانیم با امضای تومار دعوت از خاتمی در لینک زیر انجام بدهیم.

http://www.mowj.ir/PatitionList.php

مطلب مریم در مورد آمدن خاتمی بسیار به دلم نشست و توصیه میکنم بخوانید

ایتالیایی است پر کرشمه و خوبان ز شش جهت

ما که ماهوراه نداریم و اصولا با این ابزار دست غرب برای تهاجم فرهنگی هم کلی مشکل داریم اما چند روزی است رقابت های میس ایتالیا (دختر شایسته ایتالیا) آغاز و دیدن آن برای برخی از همشهریان از خدا بی خبر دغدغه شده است و به حرف ما هم مبنی بر پرهیز از پیگیری آن اصولا کسی توجهی نمی کند.یکی نیست بگوید سقز کجا ایتالیا کجا؟

 اگر یک حتی برای یک صدم ثاینه به ذهنتان خطور کرده که ما موافق این مسابقات که هر شب از ساعت 11 در شبکه رای 1 ایتالیا پخش می شود، هستیم، سخت در اشتباهید.و حتی به کسی هم توصیه نمی کنم در حمایت از شماره 28 به برنامه اس ام اس بزند.یک لحظه صبر کنییییید.... باید بروم! همسایه ماهوراه دار ما با لهجه کردی-ایتالیایی صدایم کرد تا سخنرانی یکی از روحانیون سلام تی وی را به اتفاق نگاه کنیم .تخمه حسین طلایی هم خریده است لاکردار.

گراتسی سینیوره جافر(جعفر) گَلَرم خدمتزده.

زهر چشم گیری نیروی انتظامی

خبردار شدم شب پنج شنبه نیروی انتظامی به قهوه خانه های سقز هجوم می برند و بدون آنکه از کیش و کار حاضران بپرسند همه را میهمان باتوم و کتک میکنند که هر کس در این سقز به حق شهروندی ای بیارزد در نزد عزیزان نیروی انتظامی قطعا به باتومی بیارزد.

این شبیخون به قهوه خانه ها احتمالا تحت نام طرح امنیت اجتماعی انجام صورت گرفته که مسافران بد شانسی که در تعدادی از این قهوه خانه ها هم در حال نوشیدن چایی بودن شامل آن شده اند و کلی آدم حسابی هم بین کتک خوردگان بودند.

نیروی انتظامی از هرکاری برای ایجاد محدودیت کوتاهی نمی کند و گرنه اراذل و اوباش این شهر را همه می شناسند و محل اسقرار آنها هم معلوم است. اتفاقا شهروندان گلایه دارند که چرا با اوباشی که آشکارا امنیت مردم را به خطر انداخته اند کسی کاری ندارد...

یک نظر دیگر هم وجود دارد که این اقدام زهرچشم گرفتن فرمانده جدید نیروی انتظامی است. چیزی در مایه های زیر بازارچه های سابق که کسی می آید با کاری همه را میترساند.

حسرتی دیگر...

طوفان مهیبی قسمتی از آمریکا را درنوردید. مقامات آمریکا حدود دو میلیون نفر ساکنان یک شهر را خارج و در مکان امنی اسکان میدهند تا کسی آسیب نبیند البته نتیجه اقدامشان را نیز دیدند این طوفان مهیب خسارات جانی چندانی برجای نگذاشت.پیگیری این خبر برایم حسرتی بود بر تمام حسرت هایم و غبطه آمریکایی ها. که تا چه اندازه مورد احترام هستند.

وضعیت مشابهی را در ایران تصور کنید: نهادهای امنیتی به کار می افتادند و از درز خبر چنین طوفان (بیماری، قحطی ...) جلوگیری میکردند با توجیه خدشه دار نشدن افکار عمومی و کسانی که در مورد این مصیبت آسمانی چیزی بگویند به شدت مواخذه می شوند.

حاثه اتفاق می افتد و صدها تن جان خود را از دست میدهند.باز هم دولت وارد عمل شده و آمار را کمتر از واقع نشان میدهد و تلاش غیر معقولی به خرج میدهند برای خوب جلوه دادن همه چیز به شکلی که تصور می شود که دولت دستی در بروز این طوفان ،سیل زلزله یا هر چیز آسمانی دیر داشته که می خواهد لاپوشانی کند.

این موارد در مقیاس های مختلف در چندین ساله اخیر به وقوع پیوسته است مثلا : آمار ایدز، وبا، آلودگی آب شرب، خشکسالی و پیامدهای آن...

ما در کجای زمان ایستاده ایم؟

رمضان از این لحاظ

 از شروع ماه رمضان ساعات کار ادارات و بانک ها تغییر کرده و و کلا 4 5 ساعتی بیشتر کار نمی کنند.بانک ها ساعت دوازده و نیم  بسته میشه یعنی زمانی که اوج تلاش روزانه و بازار است.

آنچه که به آموختند این است که هیچ چیزی نباید مانع طاعت و عبادت شود و اگر طاعت و عبادت مانع امور روزانه و واجب مردم شد لابد ایرادی ندارد.

این مشکل  تعطیلی زودهنگام بانک ها باعث شد سایت چند ساعتی از دسترس خارج شود چون حوالی ساعت 12 بود که متوجه شدیم باید مقداری پول به شرکت میزبانمان بدهیم که فرصت نشد و مجبور شدیم التماس کنیم تا فردا فرصت دهند ... فدای سر مسئولانی که به قصد دارند ما را به زور به بهشت بفرستند.

گردن درد

سه روز دیگر دو ساله می شویم! شارنیوز را می گویم.اولین باری که شارنیوز را آپلود کردیم 20 شهریور 85  بود و قبل از آن دو هفته ای جلسات مقدماتی با اعضا داشتیم که این جلسات خود یکی از به یادماندنی ترین روزها ماست.

شارنیوز از همه لحاظ بر زندگی ما اثرات غیرقابل انکاری داشته است که بارزترین آن گردن درد شدید برای من، کمر دید برای چیا بوده که کم کم تحملش سخت می شود یعنی به حدی رسیده که حتما باید از مسکن استفاده کنیم.در مورد من دواتفاق دیگر هم افتاده یکی افتادگی شانه و کیفوس است که هر دو به دوره بعد از خرید لپ تاپ بر میگردد که هر روز باید بیارم و ببرم.

این مطلب وبلاگم البته به تولد شارنیوز مربوط نبود و بیشتر گلایه از دردی بود که هم اکنون بیش از هر وقت دیگر گردنم را می آزارد.

ما به تفریح نیازمندیم

امشب برای چندمین بار به همراه خانواده به نمایشگاه عرضه مستقیم کالا رفتیم که در بخشی از پارک شهر چند روزی است برپاست.جمعیت زیادی از همشهریان هم آنجا بودند.

از دور زدن که خسته شدم  در محل خروجی نمایشگاه مدتی منتظر ماندم و یک نکته نظرم را جلب کرد .کسی خریدی نکرده بود! از جمله خود ما ... یعنی کسانی که نمایشگاه را ترک میکردند، هیچ چیزی با خود به همراه نداشتند.

در سقز به اندازه کافی مراکز خرید وجود دارد و در این نمایشگاه هم چیز تازه ای برای عرضه نبود و این مسئله مورد اعتراف اکثر کسانی است که از نمایشگاه دیدن کرده اند مگر 10 درصد تخفیفی که به راحتی قابل چشم پوشی است. مردم نه برای خرید که برای دور زدن و ساعاتی را دور از خانه بودن آمده بودند و کاش محل هایی بود که بتوانند به این نیاز اساسی دست یابند.

لذا آقایانی که برای این شهر تصمیم گیری میکنید!مردم به تفریح نیاز دارند و لازم دارند وقتشان را گاهی در محلی آرام بگذرانند و نه مرکز خرید

 گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست البته آنچه به جایی نرسد فریاد است

جک نیکلسون

امشب "دیوانه از قفس پرید" را دیدم و هنوز  متحیر از بازی جک نیکلسون درنقش یک بیمار روانی (به ظاهر روانی) در یک آسایشگاه هستم.

از او چند فیلم دیگر هم در خاطرم مانده خصوصا درخشش که فراموش نشدنی بود.جک نیکلسون متخصص بازی های پیچیده و سخت است که نظیر او را کمتر در بازیگر های امروزی می توانم ببینم.

جک بزرگ بازیگری تکرار نشدنی است

رمضان

این ماجرای آغاز و پایان ماه رمضان در دورواطراف ما هم حکایتی شده.امروز در عربستان آغاز رمضان است و عده کثیری از همشهریان خود را با تقویم آنها هماهنگ میکنند.برایم جالب است این اصرار به شروع کردن ماه رمضان با تقویم عربستان، گروهی با این کار سعی در دهن کجی به دولت دارند و می خواهند بگویند نسبت به کشور بی اعتنا هستند.

از این طرف دیگر دولت با جلسه گذاشتن با تعدادی از ماموستایان از آنها می خواهند آغاز و پایان رمضان را مطابق تقویم ایران درنظر بگیرند با این توجیه که ایران و عربستان در یک خط جغرافیای نیستند و طبیعی است که اختلاف وجود داشته باشد که این توجیه علمی قاعدتا منطقی به نظر میرسد اما نکته جالب اینه که علی رغم این توجیهات سالهای گذشته روز عید فطر،می توانستیم ماه روز دوم را ببینیم نه روز اول، یعنی یک روز دیرتر عید شده بود.

تلاش گروهی از مردم برای تنظیم اوقات شرعی به وقت عربستان و سعی دولت برای جلوگیری از این کار بعضی وقت ها بدجور بیخ پیدا میکند...

یک موجود زیبا

چند روز قبل در داروخانه دکتر بابک (واقع در میدان آزادی سقز)  این موجود زیبا را دیدم...

کودک بسیار زیبا

 

جشنواره

دو روز است در اداره ارشاد -محل برگزاری جشنواره تئاتر کردی هستیم .جنب و جوش خوشی بر فضای کار حاکم است

سعی می کنیم تا انجا که می توانیم اخبار را پوشش بدهیم اگرچه مشکلات فراوانی داریم و به همین دلیل است که خبری از گوشه و کنار شهر به ما نمی رسد.

خوش می گذرد با دوستان و جامعه هنری بودن.خوش

وزارت کشور به جای زندان

 

سفر تفریحی-سیاسی ما به اصفهان بسیار عالی تر از آنی تمام شد که پیش بینی میکردم چه جلساتی که تشکیل شد چه زیبایی خیره کننده شهر اصفهان چه نظمی که دوستان اصفهانی در برگزاری اردو به خرج دادند.

در مورد اصفهان صحبت برای گفتن بسیار دارم اما ابتدا به سخنرانی رمضان زاده اشاره میکنم که بسیار صریح بود و مهم. اگرچه در مطبوعات به طور کامل درج نشد.صحبت هایش نشان داد وضعیت کشور  بیش از آنکه ما از رسانه در میابیم نگران کننده و رو به قهقرا است و رئیس جمهور آینده بدون شک بزرگترین قربانی وضع موجود خواهد بود.نکات زیر را رمضانزاده در سخنانش آورد که در مطبوعات و سایت ها به آن اشاره نشد:

*وضعیت که در حال حاضر دچار آن هستیم نشان داد پیش بینی ها و نگرانی های درست بوده و به قول امام این ها قادر به اداره کردن یک نانوایی هم نیستند چه برسد به یک مملکت!

*کسی که باید در حال حاضر در زندان باشد متصدی امنیت کشور است و قرار است انتخابات برگزار کند ،حال چگونه میتوان به سلامت انتخابات امیدوار بود لذا اولین شرط حضور ما در انتخابات استعفای وزیر کشور است.

*براساس برنامه چهارم توسعه کشور،ایران بعد از 20 سال می توانست  اقتصادی در حد ترکیه و مالزی داشته باشد با رشد اقتصادی 8 و نیم درصد اما با شرایط به وجود آمده فعلی باید 15 سال دیگر به آن بیست سال اولی اضافه کرد.پس اگر کسی آمد گفت وضعیت اقتصادی کشور را در چند سال آینده متحول میکنم بدانید دروغ میگوید.

*فرزندان ما در سیستان و بلوچستان هر روز به دست گروهی یاغی به گروگان گرفته میشود و هر روز یک نفر از آنها کشته می شود و مسئولان به جای فکر چاره ،راه را بر انتشار خبرهایی در این مورد میگیرند و به خیال خود با پاک کردن صورت مسئله مشکل حل میشود.

*دولت بعدی در بهترین حالت می تواند روند فروپاشی اقتصادی را کند کند پس باید آگاه بود و فریب وعده های آنچنانی را نخورد