گازمان آمد چه آمدنی

دو روز است مشکل گاز سقز برطرف شده ،چه برطرف شدنی!!! فشار گاز به قدری زیاد است که نزدیک است از لوله بیرون بزند و انگار میخواهد دوهفته افت فشار را یک شبه جبران کند.خدا را شکر که فعلا وضع خوب است  و گفته اند خوب خواهد ماند. جدای از تمام مصائب گازی که بر سقزی نشینان گذشت یک مسئله حاشیه ای آزار دهنده بود ...

دارد باورم می شود که صدایمان به جایی نمی رسد و در سیاهه شهرهای پرمشکل ما در انتهای منفی بی نهایت آن قرار داریم.چرا باید تلاش شود اوضاع خوب جلوه کند در حالی که نبود و مردم از فرط سرما به روشهای سنتی چون کرسی و هیزم پناه برده بودند؟چرا وزیر محترم کشور دوره افتاد و تمام استانهای که بحران گاز شامل آنها شده بود را گشت و حتی به همسایگی ما یعنی آذربایجان غربی هم آمد اما دریغ ما را فراموش کرد؟ آیا نباید گریبان استاندار را گرفت که چطور استانداران دیگر توانستند وزیر کشور را مجاب به سرکشی از محل خدمت خود کنند اما تو نتوانستی ؟

کسی نیست از مسئولان رسانه ملی بازخواست کند که دلیل نیاوردن نام سقز و بانه در لیست شهرهای مشکل دار چه بود؟ مگر در سقز و بانه گاز قطع نشد؟ نپرداختن به این بدهیات چه سودی برایتان داشت؟

این سوالات برای من و همشهریانم بی پاسخ مانده و بی پاسخ نیز خواهد ماند.

آزاردهنده ترین قسمت قضیه همان ماجرای حضور پر هیبت استاندار در سیمای استان و اعلام توام با افتخار مطلوب بودن وضع  گاز استان بود درست در زمانی که 40 درصد سقز و نمیدانم چند درصد شهر بانه گاز نداشتند. البته خوب میدانم و خوب می دانید که این اظهارنظرها از جمله سنتهای دولت نهمی است که امیدوارم به دولت دهم نشکد.

بهتر است کام خود را در این ساعاتی که بخاری گازیمان مهربان است بیشتر از این تلخ نکنیم و دست به دعا برداریم که دیگر در شارنیوز اثری از اخبار قطعی گاز و پیامدهای ناخوش آیند آن نباشد.

 

لطایف الحیلی به نام وبلاگ نویسی

این وب لاگ عجب امکان فوق العاده ای است.با راحتترین روش ممکن امکان انتشار افکارت را داری. یا برای ما که روزانه بسیار خبرهای ریز و درشت به دستمان میرسد که همه را نمی توان در شارنیوز منعکس کرد،در این وبلاگ به اشکال مختلف میتوانیم آن را درج کنیم و به نظرم کمک بزرگی به اطلاع رسانی در سقز است.لطفا دست به کار شوید و روزنوشت های خود را در یک وبلاگ منتشر کنید.معرفی وبلاگتان با ما

چند خبر کوتاه که شنیدم:

از طریق یکی از دوستان مطلع شدم که دیروز در شبکه استانی،استاندار مصاحبه کرده و ضمن معذرت خواهی از مردم اعلام کرده که در حال حاضر مشکل گاز نداریم... خودم که نشنیدم ولی امیدوارم اینطور نگفته باشند چراکه بی گازی در سقز به شدت مردم را تحت فشار قرار داده است.

هیات نظارت بر انتخابات دیروز جلسه داشته و براساس شنیده های ما در بررسی مدارک کاندیداهای دور هشتم مجلس متوجه شده اند که آقای بابامیری به لحاظ خدمت سربازی مشکل دارد یعنی ایشان 8 سال تعهد خدمت به آموزش و پروزش دارند که تا به حال 7 سال را گذرانده اند .هیات نظارت جهت بررسی بیشتر از سازمان نظام وظیفه استعلام کرده است.

جلال پرتوی که برادر علی پرتوی نماینده سابق است از جمله کاندیداهای هشتمین دوره انتخابات مجلس می باشد.شنیده های حکایت از آن دارد که ایشان به طور قطع رد خواهد شد چراکه پرونده هایی قضایی از دوران شورای شهری ایشان  وجود دارد و حتی وی برای انتخابات سومین دوره شورا رد صلاحیت شد.حال چرا ایشان ثبت نام کرده اند نمیدانیم.

اسولگرایان در حال طدوین برنامه انطخاباطی خود هصطند.این مثئله بثیار جای خوش حالی دارد چرا که آنها نیز دریافطه اند برنامه محوری نیاذ اصاصی انتخاباتهای نرمال اصط و اگر برخی از آنها در شورای شهر از اینکه هیچ برنامه این نداشته اند و تنها با عکثهایشان شرکت کرده اند مفطخر بودند . اکنون به اشطباه بودن این قزیه پی برده اند.

..... ااااااه این جو اصولگرایی حسابی من رو گرفتار کرده.

سوز سرما در هنگامه تبعیضضضضضضضضضض

 

سرما 30 درجه زیر صفر.... واقعا خوش میگذرد.هفته گذشته را به یاد بیاورید که در سرمای منفی 10 درجه همه مدارس و دانشگاه ها تعطیل شد و امروز یعنی سردترین روز سال (تا امروز) بچه های کلاس اول ابتدایی را در خیابان ها می شد دید که در حال رفتن به مدرسه بودند.کمی عجیب نیست این شیوه تصمیم گیری؟

قطع بودن گاز هم که قضیه را قوز بالاقوز کرده است و در این هوای سرد خانه های بیشتری بی گاز بودند و هنوز قولهایی که رئیس چمهوری نورانی ما داده است عمل نشده.واقعا وضع ناجوری داریم.

 

تمام این ها به کنار چیزهای در این شهر روی میدهد که به شدت آزار دهنده است و حکایت از وجود نابرابری هایی باور نکردنی دارد .مخلص کلام اینکه ما از فرصت های برابر برای یافتن شغل برخوردار نیستیم و گروهی وابسته به دولت ،سوار بر بخت اقبال شده و هرچه دلشان می خواهد انجام می دهند، وابستگان خود را استخدام میکنند از امکانات دولتی به نفع جرایانات خاص استفاده میکنند و کسی هم قادر به برخورد با آنها نیست.

اما ماجرا از این قرار است که جناب شهردار مودب سقز از وقتی بر سر کار آمده است چند نفری را به استخدام شهرداری در آورده است که سابقه این افراد و وابستگی آنها به نهاد های خاص برهمگان محرز است.مثلا افرادی که به عنوان روابط عمومی جدید خود معرفی کرده هیچ گاه در وادی عرصه رسانه و مسائل  مرتبط با آن نبوده اند که این افراد در حال طی کردن مراحل گزینشی می باشد .قطعا شما بهتر از من میدانید که روابط عمومی جز بخش های مهم هر نهادی است و کسی باید در این بخش کار کند که ضمن ارتباط موثر با رسانه ها ، در خبر نویس، گزارش نویس و خلاصه مسائل مربوط به اطلاع رسانی خبره باشد و جالب است بدانید یک نفر از آنها که به استخدام درآمده مدرک دیپلم هم دارند تا به حال در این وادی ها سیر نکرده اند.

مسئله تاسف برانگیز در وهله اول استخدام شدن ایشان نیست و زمانی باید افسوس خورد که بدانید این افراد خود در استخدام نهادی دیگر با حقوق مزایای خوب مشغول به کار هستند و حضور در روابط عمومی شغل دوم به شمار می آید.

اگرچه هستند بسیاری از نیروهای تحصیکرده که فرصت های اینچنینی برایشان آروزی محالی به شمار میرود و نه تنها به دنبال چند شغله بودن نیستند بلکه حاضرند به صورت پاره وقت به در جایی مشغول به کار شوند اما مشکلاتی بر سر راه آنها هست و آن اینکه به بعضی جاها وابسته نیستند و شهردار مودب فعلی هم شخص مستقل و بدون سابقه ای نیست که بر آنها نظر داشته باشد.

­

شورای شهر هم که شکر خدا بر همه چیز مسلط است و از این اتفاقات نه تنها ککشان نگزیده شاید خوشحال هم شده باشند.

 

 

 

 

 

ملالی نیست... نه هست... نه نیست ... فکر کنم باشد

ملالی نیست جز سرمای کشنده سقز و بی گازی و بی پولی و بی شغلی (از صدقه سر رئیس جمهور و بسیجی نبودن ما) و دیگر هیچ...

روزها با بحثهای داغ انتخاباتی و سیاسی میگذرد که گاهی اوقات مجال رسیدن به شارنیوز را هم از ما میگیرد درست در زمانی که دیگر بروبچ امتحانات را بهانه کرده اند و همه کارها روی سر من تلنبار شده است.از انتخابات می گفتم و اینکه بر اساس اعلام رسمی 20 نفر از حوزه سقز و بانه کاندیدا شده و ما به طور غیر رسمی اسامی 17 نفر از آنها را داریم.

 اوضاع خوب است و ابتکار عمل برای حذف چهره های منتقد و غیر خودی از دست شورای نگهبان خارج شده چون اگر بخواهد گزینه های که زمانی رئیس شورای استان و یا سالها فرماندار بوده اند را رد صلاحیت کند ثابت خواهد شد این نظام تا چه اندازه تنگ نظرانه به نیروهای خود نگاه میکند و اگر در اظهارنظرها و گفتگوها به ظرفیت نظام برای پذیرش صدای مخالف صحبت به میان می آید تکرار تجربه مجلس هفتم خط بطلانی است بر تمام ادعایی از این دست... خوب این های که گفتم به اضافه بسیار دلایل دیگر را شورای بسیار محترم نگهبان و... هم میداند.درست است که ... ولی آنقدر هم بی درایت نیستند که این مسائل را از نظر دور نگاه دارند.

حالا ما میمانیم و آستین همت که نماینده ای به مجلس بفرستیم که در برابر این همه نابخردی و ندانم کاری و تبعیضی که بر ما روا داشته شده است صدایی ازش درباید(حالا هر صدایی ) مثلا بگوید فلانی تو با چه اجازه ای برنامه شب شعر تاریخ فلان را لغو کردی مگر دستت خودت است که ملت را در تنگا قرار میدهی ...

و البته نماینده ای به مجلس بفرستیم که برای نوشیدن مانده آب داخل لیوان حاج محمود سر و دست نشکند و محض تبرک به کت و شلوار وی آویزان نشود.

بهتر است نماینده ای به مجلس بفرستیم که قدری و مودب باشد و با خبرنگاران پارلمانی دست به گریبان نشود تا  بعد گروهی را نزد وی بفرستد که محض رضای خدا این چیز ها را منعکس نکنی.

جدا بعضی چیز ها باعث خجالت است و بهتر است کسی نماینده شود که به زین الدین زیدان برای کله ای که تو شکم بازیکن ایتالیایی رفت به خاطر تادیب یک غیر مسلمان به دست یک مسلمان نامه تشکر ننویسد و ما را رسوای خاص و عام نکند .

چقدر خوب بود که مجلسی تشکیل میشد که طرح هایش بیش از یک سال حتی نزد خود مجلسیان اعتبار میداشت و سال بعد مجبور نبودند طرح اولیه را لغو و از گندی که زده اند خجالت زده شوند .

یا اینکه مجلسی تشکیل می شد که ادب و متانت گفتمان اصلی آن بود تا به خاطر فحاشی های مجلس هفتمیان ،شهرداران نیز این گونه بی ادب نمی شدند...

چه دنیای قشنگی با پایان مجلس هقتم شروع خواهد شد البته نه قشنگ تر از ایام مجلس ششم...

و من آن روز را انتظار میکشم

حتی روزی که دیگر نباشم

(شاملو)

کار جنون ما به تماشا کشیده است     یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی

عرض شود که وضعمان با افت فشار گاز و سردی هوا خیلی دیدنی بود امروز با رفتن آب دیدنی تر شد البته ما پیشنهاد میکنیم که اداره برق هم در حمایت از شرکت گاز و اداره آب یه چند روزی برق را قطع کند تا این انسجام در بین دستگاه های خدمات رسان دولتی از بین نرود.

خط لوله اصلی انتقال آب به سقز امروز در یک اقدام ناجوانمردانه و خیانتکارانه ترکید که باید دست اصلاح طلبان و دیگر ایادی غرب ( چون با شرقی ها رابطمان خوب شده آنها را از این شعار معروف حذف کردیم) را در این مسئله دید چرا که از این طریق می خواهد ناکارآمد بودن دولت احمدی نژاد را ثابت کنند که کوووور خواندند و ملت همیشه در صحنه بیدار است و در انتخابات آتی مشت محکمی بر دهانشان خواهند زد و یاوه گویی هایشان را جواب خواهد داد که آگاه اند و هوشیار تا زمانی که به اصولگرایان رای بدهند.

اگرچه اعلام شد تا ساعت 9 شب آب به لوله های یخ زده بر خواهد گشت اما الان که ساعت یازده است برنگشته و اشکالی هم ندارد که در همه برنامه ریزی ها اختلاف( تلورانس) وجود دارد و فدای سر مسئولان ریز و درشت(البته نه به لحاظ وزن) استانی که از بس زحمت کشیده اند شده اند و پوست و استخوان و غیره...

از این حرفا گذشته و یه کم اگر بخواهم جدی تر باشم باید عرض کنم واقعا فصل زمستان تا اینجای کار حسابی سخت بوده و هرچه به ادامه راه نگاه میکنم لرزه بر اندام نحیفم می افته و نگران می شم اما چه باید کرد.دیگه این یخبندان که کار دولت نیست و در همه جای دنیا هوا که بیش از حد معمول سرد می شود وضعیت فوق العاده اعلام شده و برخی اختلالات هم به وجود می آید.بماند که ما در مدیریت بحران تا چه اندازه ضعیف هستیم و تا آن زمان که قوی شویم فعلا بر روی سجاده های نماز شبتان دعا کنید که هوا بهتر شود تا هم مشکلی پیش نیاید و هم ما به انتخاباتمان برسیم.

باوتان نمی شود و خودم هم باورم نشد که با یه کم تلاش توانستیم گروه 20 نفره جوانان را تشکیل دادیم که یکی از یکی با انگیزه تر شاداب تر و گلادیاتور تر!!!! هستند و قرار است بریم سر وقت کاندیدا ها و پوستشان را بکینم و ببینیم چند مرده حلاج اند.برید کنار که تیم شارنیوز همه را خواهد مالید.

این بحث انتخابات آنقدر شیرین است که سرمای هوا و بی گازی هم مانع پرداختن به آن نمی شوند.در ضمن خبرهای بسیار امیدوارکننده ای از ائتلاف بروبچ به گوش مییرد که دهان برخی ها را سرویس کامل با یه دست چلوکباب خواهد کرد.

تا پایان روز سه شنبه  4 نفر ثبت نام کامل کرده اند که عبارتند از سعدی نقشبندی(کاندیدای اصولگرایان) ،عبدالله کریمی، محمد قدمی،دکتر صوفی محمودی(تازه به میدان آمده و ناشناس) 31 نفر هم از طریق سایت ثبت نام کرده اند اما کاندیدا تلقی نمیشوند تا مدارک را ارائه نکنند.

بس کنم؟مزخرف میگم؟ باشه...

جان من از این تیترهای با حال لذت میبیرد تا نه؟

سرمای سقز و انتخابات سقز

امشب از آن شبهای سرد و معروف سقز که همه را خانه نشین کرده و کولاک زوزه کشان کوچه های خالی شهر را در مینوردد (چه شاعرانه!). در تهران فردا و پس فردا به خاطر بارش برف و سرما -9 درجه تعصیل است و در سقز در هوای -23 درجه و برف شدید تنها مقطع ابتدایی آن هم شیفت صبح تعطیل شده(البته تا ساعت 10 شب تصمیم بر این بود شاید بعدا تغییر کند) نمیدانم ما خیلی پوست کلفت شده ایم یا تهرانی ها خیلی ...

دومین روز ثبت نام کاندیداهای انتخابات مجلس هم بدون شرکت کردن حتی یک نفر از سقز به پایان رسید و رسانه ها کلی خوراک جذاب پیدا کرده اند غیر از شارنیوز که این روزها سوت و کور است.البته بعدازظهر های دفتر نه تنها سوت و کور نیست بلکه چای داغ ،چراغ نفتی و بحث انتخابات و جمعی جوان پرشور جمعند و سعی می کنند سیاست بورزند.خوش میگذرد اگرچه خبر کم و فشار جانبی زیاد است.

راستش را بخواهید به این انتخابات و شخص آقای عزیزی خیلی خیلی امیدوارم چرا که با انتخاب ایشان آینده کارما در شارنیوز تضمین شده است و از فشارهای مسئولان و غیر مسئولان قطعا کاسته خواهد شد و زمینه برای توسعه سایت فراهم خواهد آمد و در غیر این صورت همه چیز در هاله ای از ابهام خواهد بود و شارنیوز از هر زمان آسیب پذیر تر!

صحبت از آقای عزیزی را به بهانه مطلب آزاد به میان آوردم و در مطلبی مستقل و مفصل به آن خواهم پرداخت فعلا همین را داشته باشید که ایشان در میان کاندیداهای موجود به معنای واقعی کلمه متفاوت و از جنسی غیر از آنچه که حاکمیت می پسندد هستند و همین دگراندیشی موجب شده تا تیغ ردصلاحیت بیش از هر کاندیدای دیگری گرد ایشان را نشانه رفته باشد.خوش به حال دیگران که به جای نگرانی از رد صلاحیت با فراغ بال در حال برنامه ریزی هستند و ما باید در خوف به سر بریم و در باره آینده مبهم مان نگران باشیم اگرچه تحت هیچ شرایطی از مواضع مان به خاطر هیچ چیز کوتاه نخواهیم آمد و همرنگ این جماعت نخواهیم شد.

شما هم لطفا از خر شیطان پیاده شود و هنوز هیچی نشده پرچم تحریم و از این مزخرفات را بالا نبرید که هر چه بر سر ما و این مملکت می آید نتیجه بی درایتی جمعی از همین شماست.جدا اگر الان تورم بیش از 20 درصدی داریم،در دنیا منزوی هستیم ،نمی توانیم شغلی پیدا کنیم  و گرفتار یک سری مسائل پیش آفتاده و آمدم های کوتوله( نه به لحاظ قد البته) هستیم،دلیلش تصمیم ابلهانه گروهی برای تحریم انتخابات است که به حریف میدان را دو دستی تقدیم کرد.

در ضمن آقام،ممد خوش تیپ دیسک کمر گرفته!!!

 

و ناگفته نماند که

مثلث غير كردستاني هاي انتخابات کردستان عباتند از

رييس ستاد انتخابات از استان گلستان

رييس هيات نظارت برانتخابات از استان ايلام

 رییس هیات بازرسی انتخابات از اصفهان 

یکی مرد جنگی به از صد هزار

بعد از چند روزی انتظار شماره ویژه شب چله چلچراغ را خریدم و تمام امشب را با لذت تمام مشغول مطالعه آن بودم.چلچراغی ها هر ساله به مناسبت شب یلدا جشنی متفاوت با کلی آدم های دوست داشتی برگزار میکنند که اگر دوست داشتید بدانید چه گذشته لطفا مجله را بخرید که من حوصله تعریف کردن ندارم.

اما یک افسوس همیشگی که باز بعد از دیدن چلچراغ به یادم افتاد این است که ای کاش چند جوان فعال و علاقمند دور هم جمع می شدیم و مدلی از رسانه ای با حال و هوای نسل سومی را برای منطقه و یا سقز راه می انداختیم .البته هم ظرفیتش را داریم هم چند نفر نیروی خوب سراغ دارم اما بی مسئولیتی، بی حوصلگی و تنبلی آنچنان بر آنها چیره شده مجال هر کاری را میگیرد.اصولا رخوت عجیبی بر سقز حاکم است و کسی حاضر نیست تکانی به خود بدهد و همه ترجیح میدهند این روال کسالت بار زندگی را ادامه دهند تا به نکند مجبور شوند به خود زحمتی بدهند.

راستش فکر میکنم کردها تنبل ترین مردمان در بین ایرانیان هستند البته نمی دانم چرا اینطور فکر میکنم.

خلاصه چلچراغ پر از انرژی جوانی و حرف هایی از جنس و اتمسفر زندگی آنان است که در شهر و دیار ما زیاد نمی توان یافت .ما جماعت این نسل هم بیشتر شبیه پیرمردها هستیم .یکی دو نفری مرد میدان می خواهد که فضای اینچنینی را خلق کند و مطمئنم که استقبال خواهد شد به هر حال ما مدل هایی را در حد شهربان تجربه کردیم که خیلی هم خوب بود که الهی گردن شهربان نویسانمان بشکند با این تنبلی و بی خاصیتیشان الهی بمیرند که نمی توانند...

به هرحال امیدوارم آرزوی داشتن یک سایت یا رسانه نسل سومی به گور نرود راستی تا یادم نرفته بگویم که در جشن چلچراغ عشق من هم بود،خاتمی را میگویم (بابا به جان مادرم منظورم از عشق ،نامه و تب و تلفن و والنتاین و قلب و این جور چیزها نیست و خیالت راحت باشه که این حوزه در قبضه شخص شماست،خاتمی را برای این گفتم عشق من که ملت بدانند دوستش دارم و گرنه یک تار موی جناب عالی را به صد تای مثل خاتمی نمیدم...نزن تو رو خدا ..آ..ی ..)

اصولگرایانی که من می شناسم

 

علط های املایی فاحش

 

دیدید یک پلاکارد ساده و انعکاس آن در شارنیوز چه به روز اصولگرایان آورد؟باید باور کنید که تشکلی سیاسی که به قول خودشان از سه طیف تشکیل شده آنچنان از دیدن گاف بزرگشان در یک سایت محلی شوکه می شوند که انتخابات را به کناری بگذارند و دسته جمعی ضمن مکیدن انگشت شست نقشه بکشند که چگونه می توان کسانی که بانی انعکاس این خبر شده اند را تنبیه کرد آن هم تنبیهی از نوع اصولگراییییییییی!!

باید پذیرفت که اصولگرایی در کردستان با آنچه که ما در تهران می شناسیم توفیر اساسی دارد یعنی آن استخوان دارهای اصولگرای کشور کجا و این بی استخوان های این طرفی کجا

***

اصولگرایی در کردستان یعنی عدم آشنایی با ابتدایی ترین اصول علم سیاست و فقر شدید تئوریک

اصولگرایی در کردستان یعنی شرکت در جلسات جبهه متحد اصولگرایی به منظور افزایش حقوق و جلب نظر مدیران بالادستی خود

اصولگرایی در کردستان یعنی عدم رعایت قواعد بازی و رقابت و به جای تلاش برای شکست رقیب،سعی در حذف آنها براساس روشهای غیراخلاقی

اصولگرایی در کردستان یعنی اجتماع گروهی با مدرک تحصیلی دیپلم و پایین تر

اصولگرایی در کردستان یعنی پرهیز از برپایی جلسات عمومی با حضور عامه مردم به شکل آزادنه و واهمه بیش از حد از در برابر سوال قرار گرفتن

اصولگرایی در کردستان یعنی ترس از رسانه منتقد و البته شارنیوز که در عین ضیف بودن قادر به مقابله رسانه ای با آن نیستند و آرزوی حذف آن را دارند.

اصولگرایی در کردستان یعنی ناتوانی در فرستادن یک ایمیل و یا تایپ یک سطر نوشته

اصولگرایی در کردستان یعنی شرکت مخفیانه در جلسات منتسب به جناح حاکم و قایم کردن خود از تیررس دوربین ها

با خود فکر میکنم اصولگرایان مدعی اگر زمانی در برابر هر یک از رقبای سیاسی خود در سقز که تنهایی به اندازه یک حزب توان دارند به مناظره بنشینند چگونه مچاله خواهند شد تا مدتی سر از لاک خود بیرون نخواهند آورد