درابتداي هفته گذشته و همزمان با هفته نيروي انتظامي،خبري به دستمان رسيد در مورد تجليل اعضاي شوراي شهر و شهردار از نيروي انتظامي كه اين مراسم با اهداي 15 سكه و لوح تقدير به فرماندهان روساي آگاهي و 110 و ساير زير مجموعه هاي نيروي انتظامي همراه بود.اين تقدير و تمجيد شايان شوراي شهر كه مسبوق به سابقه هم نبوده در شرايطي صورت ميگيرد كه انگشت برخي انتقادها از جانب صاحبنظران و مردم سقز نيروي انتظامي را نشانه گرفته است و اين نهاد مهم حداقل در شش ماهه اخير كارنامه قابل دفاعي از خود به جاي نگذاشته است كه شايان چنين تقديري باشد.
ارديبهشت ماه 86 را به ياد بياوريم و بحران ساخت و ساز غيرقانوني كه سقز را تحت الشعاع قرار داده بود.از بلاتكليفي شورا و شهرداري به سبب تغييرات مديريتي كه اجتناب ناپذير نيز بود كه بگذريم بدون شك عدم انجام صحيح وظايف نيروي انتظامي ازعوامل تشديد كننده اين بحران بود به شكلي كه بنا به اذعان يكي از اعضاي شوراي فعلي،ماموران مسلح نيروي انتظامي در برابر مردم معترض به پليس ساختمان جزء اولين كساني بودند كه فرار را برقرار ترجيح داده و ماموران شهرداري را در برابر شهروندان متخلف و معترض تنها ميگذاشتند.اين موردي كه اشاره كردم چيزي پنهاني نيست و اعتراض به اين مسئله را از زبان همه اعضاي شورا بارها شنيده ام.
در ماه قبل(مهر86) در لابهلاي اخبار شارنيوز زخمي شدن 4 تن توسط نيروي انتظامي را مشاهده كرديم كه به ظن حمل كالاي قاچاق در مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند بدون آنكه هيچ كالاي قاچاقي از آن ها بدست بيايد.اين اقدام در حالي است كه مجروح شدگان قبل از اصابت تير هيچ پيغامي مبني بر توقف خودرو دريافت نكرده بودند.
جداي از اين نيروي انتظامي در پرداخت هزينه درمان و پاسخگويي و برخورد مناسب با خانواده اين افراد نيز كوتاهي كرده كه مورد بهزاد كمالي را ميتوان مورد استناد قرار داد.
انتقاد مشخصي ديگري كه ميتوان نسبت به عملكرد نيروي انتظامي عنوان كرد به برخورد آنها با اجتماع گروه مكتب قرآن بر ميگردد كه مشاهدات ما و فيلم هاي كه بر روي موبايل شهروندان سقزي قرار دارد حكايت از برخورد باور نكردني و ضرب و شتم شديد اعضاي مكتب قرآن دارد كه صرفه نظر از نغض قانون توسط اين گروه مذهبي،رفتار نيروي انتظامي سقزهيچ اثري از رافت اسلامي كه مدعي آن هستند نداشت.
مثال هاي از اين دست كه مربوط به مقطع زماني شش ماه اول سال فراوان بوده و از ذكر آن خودداري ميكنم واين قبيل برخوردها و اقدامات نيروي انتظامي را در حد تمجيدي اينچنين نميبينم و اساسا كسي نيز به ياد ندارد شورا و شهرداري تا به اين اندازه در حمايت و تشويق از نهادهاي مردمي و حتي غير مردمي ديگر(كه مدعي آن است)همت گمارده باشد.
علي رغم ارادتي كه به شهردار و رئيس شوراي شهر دارم و كمك هاي شخص شهردار را به تيم شارنيوزهيچ گاه فراموش نمي كنم اما اساس اين مراسم تقدير را طراحي شده از سوي اين دو شخص ميدانم خصوصا رئيس شوراي شهر كه به باور من نماينده مناسبي براي دولت و نهادهاي سياسي وابسطه آن در شوراي شهر بوده - البته اين حق براي ايشان محفوظ است- و فعلا نمودي از مردمي بودن كه شان مقام رياست شوراي شهر است،در رفتار ايشان ديده نشده است.به اين مسئله، بي خبري چند نفر از اعضاي شورا از اين مراسم و لوح ها و سكه هاي اهدايي را اضافه كنيد تا دريابيد كه خود ايشان باني اين كار بوده اند.(اميدوارم تلاش من براي منصف بودن و پرهيز از يك جانبه نگري را درك كنيد)
شهردار نيز معتقد است كه ازهركسي كه خدمتي انجام داده بايد تقدير كرد و احتمالا به باور ايشان اين تنها نيروي انتظامي است كه خدمتي انجام داده و گرنه ساير نهاد نيز مي بايست تا كنون مورد عنايت قرار مي گرفتند.ذكر اين نكته ضروري است كه در حالي كه پرداخت حقوق برخي از كارگران شهرداري چند ماهي به تعويق افتاد و بالاخره با دخالت دفتر رياست جمهوري پرداخت هايي صورت گرفت،مي بايست خدمت گذاري اين كارگران كه بر همگان محرز است پيش از هر خدمت ديگري مورد توجه ايشان ميبود.
خدا كند از اين اقدام رئيس شورا و شهردار، تملق يا تعارفات درون گروهي از سوي مردم استباط نشود و من نيز متهم به تخريب نشوم كه هدف از اين نوشتار چيزي جز بيان دغدغه هاي شخصي و نگراني از وضعيت شهر نيست.