X
تبلیغات
پرسه در شهر - سقز

پرسه در شهر

نوشته هايي ساده از آْنچه كه بر من می گذرد و از آنچه که در شهر مي‌بينم

عرض شود که وضعمان با افت فشار گاز و سردی هوا خیلی دیدنی بود امروز با رفتن آب دیدنی تر شد البته ما پیشنهاد میکنیم که اداره برق هم در حمایت از شرکت گاز و اداره آب یه چند روزی برق را قطع کند تا این انسجام در بین دستگاه های خدمات رسان دولتی از بین نرود.

خط لوله اصلی انتقال آب به سقز امروز در یک اقدام ناجوانمردانه و خیانتکارانه ترکید که باید دست اصلاح طلبان و دیگر ایادی غرب ( چون با شرقی ها رابطمان خوب شده آنها را از این شعار معروف حذف کردیم) را در این مسئله دید چرا که از این طریق می خواهد ناکارآمد بودن دولت احمدی نژاد را ثابت کنند که کوووور خواندند و ملت همیشه در صحنه بیدار است و در انتخابات آتی مشت محکمی بر دهانشان خواهند زد و یاوه گویی هایشان را جواب خواهد داد که آگاه اند و هوشیار تا زمانی که به اصولگرایان رای بدهند.

اگرچه اعلام شد تا ساعت 9 شب آب به لوله های یخ زده بر خواهد گشت اما الان که ساعت یازده است برنگشته و اشکالی هم ندارد که در همه برنامه ریزی ها اختلاف( تلورانس) وجود دارد و فدای سر مسئولان ریز و درشت(البته نه به لحاظ وزن) استانی که از بس زحمت کشیده اند شده اند و پوست و استخوان و غیره...

از این حرفا گذشته و یه کم اگر بخواهم جدی تر باشم باید عرض کنم واقعا فصل زمستان تا اینجای کار حسابی سخت بوده و هرچه به ادامه راه نگاه میکنم لرزه بر اندام نحیفم می افته و نگران می شم اما چه باید کرد.دیگه این یخبندان که کار دولت نیست و در همه جای دنیا هوا که بیش از حد معمول سرد می شود وضعیت فوق العاده اعلام شده و برخی اختلالات هم به وجود می آید.بماند که ما در مدیریت بحران تا چه اندازه ضعیف هستیم و تا آن زمان که قوی شویم فعلا بر روی سجاده های نماز شبتان دعا کنید که هوا بهتر شود تا هم مشکلی پیش نیاید و هم ما به انتخاباتمان برسیم.

باوتان نمی شود و خودم هم باورم نشد که با یه کم تلاش توانستیم گروه 20 نفره جوانان را تشکیل دادیم که یکی از یکی با انگیزه تر شاداب تر و گلادیاتور تر!!!! هستند و قرار است بریم سر وقت کاندیدا ها و پوستشان را بکینم و ببینیم چند مرده حلاج اند.برید کنار که تیم شارنیوز همه را خواهد مالید.

این بحث انتخابات آنقدر شیرین است که سرمای هوا و بی گازی هم مانع پرداختن به آن نمی شوند.در ضمن خبرهای بسیار امیدوارکننده ای از ائتلاف بروبچ به گوش مییرد که دهان برخی ها را سرویس کامل با یه دست چلوکباب خواهد کرد.

تا پایان روز سه شنبه  4 نفر ثبت نام کامل کرده اند که عبارتند از سعدی نقشبندی(کاندیدای اصولگرایان) ،عبدالله کریمی، محمد قدمی،دکتر صوفی محمودی(تازه به میدان آمده و ناشناس) 31 نفر هم از طریق سایت ثبت نام کرده اند اما کاندیدا تلقی نمیشوند تا مدارک را ارائه نکنند.

بس کنم؟مزخرف میگم؟ باشه...

جان من از این تیترهای با حال لذت میبیرد تا نه؟

+ نوشته شده در  86/10/18ساعت 23  توسط عرفان شریفی  | 

امشب از آن شبهای سرد و معروف سقز که همه را خانه نشین کرده و کولاک زوزه کشان کوچه های خالی شهر را در مینوردد (چه شاعرانه!). در تهران فردا و پس فردا به خاطر بارش برف و سرما -9 درجه تعصیل است و در سقز در هوای -23 درجه و برف شدید تنها مقطع ابتدایی آن هم شیفت صبح تعطیل شده(البته تا ساعت 10 شب تصمیم بر این بود شاید بعدا تغییر کند) نمیدانم ما خیلی پوست کلفت شده ایم یا تهرانی ها خیلی ...

دومین روز ثبت نام کاندیداهای انتخابات مجلس هم بدون شرکت کردن حتی یک نفر از سقز به پایان رسید و رسانه ها کلی خوراک جذاب پیدا کرده اند غیر از شارنیوز که این روزها سوت و کور است.البته بعدازظهر های دفتر نه تنها سوت و کور نیست بلکه چای داغ ،چراغ نفتی و بحث انتخابات و جمعی جوان پرشور جمعند و سعی می کنند سیاست بورزند.خوش میگذرد اگرچه خبر کم و فشار جانبی زیاد است.

راستش را بخواهید به این انتخابات و شخص آقای عزیزی خیلی خیلی امیدوارم چرا که با انتخاب ایشان آینده کارما در شارنیوز تضمین شده است و از فشارهای مسئولان و غیر مسئولان قطعا کاسته خواهد شد و زمینه برای توسعه سایت فراهم خواهد آمد و در غیر این صورت همه چیز در هاله ای از ابهام خواهد بود و شارنیوز از هر زمان آسیب پذیر تر!

صحبت از آقای عزیزی را به بهانه مطلب آزاد به میان آوردم و در مطلبی مستقل و مفصل به آن خواهم پرداخت فعلا همین را داشته باشید که ایشان در میان کاندیداهای موجود به معنای واقعی کلمه متفاوت و از جنسی غیر از آنچه که حاکمیت می پسندد هستند و همین دگراندیشی موجب شده تا تیغ ردصلاحیت بیش از هر کاندیدای دیگری گرد ایشان را نشانه رفته باشد.خوش به حال دیگران که به جای نگرانی از رد صلاحیت با فراغ بال در حال برنامه ریزی هستند و ما باید در خوف به سر بریم و در باره آینده مبهم مان نگران باشیم اگرچه تحت هیچ شرایطی از مواضع مان به خاطر هیچ چیز کوتاه نخواهیم آمد و همرنگ این جماعت نخواهیم شد.

شما هم لطفا از خر شیطان پیاده شود و هنوز هیچی نشده پرچم تحریم و از این مزخرفات را بالا نبرید که هر چه بر سر ما و این مملکت می آید نتیجه بی درایتی جمعی از همین شماست.جدا اگر الان تورم بیش از 20 درصدی داریم،در دنیا منزوی هستیم ،نمی توانیم شغلی پیدا کنیم  و گرفتار یک سری مسائل پیش آفتاده و آمدم های کوتوله( نه به لحاظ قد البته) هستیم،دلیلش تصمیم ابلهانه گروهی برای تحریم انتخابات است که به حریف میدان را دو دستی تقدیم کرد.

در ضمن آقام،ممد خوش تیپ دیسک کمر گرفته!!!

 

و ناگفته نماند که

مثلث غير كردستاني هاي انتخابات کردستان عباتند از

رييس ستاد انتخابات از استان گلستان

رييس هيات نظارت برانتخابات از استان ايلام

 رییس هیات بازرسی انتخابات از اصفهان 

+ نوشته شده در  86/10/16ساعت 23  توسط عرفان شریفی  | 

بعد از چند روزی انتظار شماره ویژه شب چله چلچراغ را خریدم و تمام امشب را با لذت تمام مشغول مطالعه آن بودم.چلچراغی ها هر ساله به مناسبت شب یلدا جشنی متفاوت با کلی آدم های دوست داشتی برگزار میکنند که اگر دوست داشتید بدانید چه گذشته لطفا مجله را بخرید که من حوصله تعریف کردن ندارم.

اما یک افسوس همیشگی که باز بعد از دیدن چلچراغ به یادم افتاد این است که ای کاش چند جوان فعال و علاقمند دور هم جمع می شدیم و مدلی از رسانه ای با حال و هوای نسل سومی را برای منطقه و یا سقز راه می انداختیم .البته هم ظرفیتش را داریم هم چند نفر نیروی خوب سراغ دارم اما بی مسئولیتی، بی حوصلگی و تنبلی آنچنان بر آنها چیره شده مجال هر کاری را میگیرد.اصولا رخوت عجیبی بر سقز حاکم است و کسی حاضر نیست تکانی به خود بدهد و همه ترجیح میدهند این روال کسالت بار زندگی را ادامه دهند تا به نکند مجبور شوند به خود زحمتی بدهند.

راستش فکر میکنم کردها تنبل ترین مردمان در بین ایرانیان هستند البته نمی دانم چرا اینطور فکر میکنم.

خلاصه چلچراغ پر از انرژی جوانی و حرف هایی از جنس و اتمسفر زندگی آنان است که در شهر و دیار ما زیاد نمی توان یافت .ما جماعت این نسل هم بیشتر شبیه پیرمردها هستیم .یکی دو نفری مرد میدان می خواهد که فضای اینچنینی را خلق کند و مطمئنم که استقبال خواهد شد به هر حال ما مدل هایی را در حد شهربان تجربه کردیم که خیلی هم خوب بود که الهی گردن شهربان نویسانمان بشکند با این تنبلی و بی خاصیتیشان الهی بمیرند که نمی توانند...

به هرحال امیدوارم آرزوی داشتن یک سایت یا رسانه نسل سومی به گور نرود راستی تا یادم نرفته بگویم که در جشن چلچراغ عشق من هم بود،خاتمی را میگویم (بابا به جان مادرم منظورم از عشق ،نامه و تب و تلفن و والنتاین و قلب و این جور چیزها نیست و خیالت راحت باشه که این حوزه در قبضه شخص شماست،خاتمی را برای این گفتم عشق من که ملت بدانند دوستش دارم و گرنه یک تار موی جناب عالی را به صد تای مثل خاتمی نمیدم...نزن تو رو خدا ..آ..ی ..)

+ نوشته شده در  86/10/10ساعت 23  توسط عرفان شریفی  | 

 

علط های املایی فاحش

 

دیدید یک پلاکارد ساده و انعکاس آن در شارنیوز چه به روز اصولگرایان آورد؟باید باور کنید که تشکلی سیاسی که به قول خودشان از سه طیف تشکیل شده آنچنان از دیدن گاف بزرگشان در یک سایت محلی شوکه می شوند که انتخابات را به کناری بگذارند و دسته جمعی ضمن مکیدن انگشت شست نقشه بکشند که چگونه می توان کسانی که بانی انعکاس این خبر شده اند را تنبیه کرد آن هم تنبیهی از نوع اصولگراییییییییی!!

باید پذیرفت که اصولگرایی در کردستان با آنچه که ما در تهران می شناسیم توفیر اساسی دارد یعنی آن استخوان دارهای اصولگرای کشور کجا و این بی استخوان های این طرفی کجا

***

اصولگرایی در کردستان یعنی عدم آشنایی با ابتدایی ترین اصول علم سیاست و فقر شدید تئوریک

اصولگرایی در کردستان یعنی شرکت در جلسات جبهه متحد اصولگرایی به منظور افزایش حقوق و جلب نظر مدیران بالادستی خود

اصولگرایی در کردستان یعنی عدم رعایت قواعد بازی و رقابت و به جای تلاش برای شکست رقیب،سعی در حذف آنها براساس روشهای غیراخلاقی

اصولگرایی در کردستان یعنی اجتماع گروهی با مدرک تحصیلی دیپلم و پایین تر

اصولگرایی در کردستان یعنی پرهیز از برپایی جلسات عمومی با حضور عامه مردم به شکل آزادنه و واهمه بیش از حد از در برابر سوال قرار گرفتن

اصولگرایی در کردستان یعنی ترس از رسانه منتقد و البته شارنیوز که در عین ضیف بودن قادر به مقابله رسانه ای با آن نیستند و آرزوی حذف آن را دارند.

اصولگرایی در کردستان یعنی ناتوانی در فرستادن یک ایمیل و یا تایپ یک سطر نوشته

اصولگرایی در کردستان یعنی شرکت مخفیانه در جلسات منتسب به جناح حاکم و قایم کردن خود از تیررس دوربین ها

با خود فکر میکنم اصولگرایان مدعی اگر زمانی در برابر هر یک از رقبای سیاسی خود در سقز که تنهایی به اندازه یک حزب توان دارند به مناظره بنشینند چگونه مچاله خواهند شد تا مدتی سر از لاک خود بیرون نخواهند آورد

 

+ نوشته شده در  86/10/10ساعت 22  توسط عرفان شریفی  | 

 صبح  روز دوشنبه 19 آذر،حوالی ساعت 10 صبح مطلع شدم که مقابل فرمانداری گروهی تجمع کرده اند و من هم از خدا واسته به سایر اهالی شارنیوز خبر دادم که برسید والا سرمون بی کلاه میمونه.

مقابل فرمانداری 20 تا 30 نفر از اعضای خانواده فردی که در خرداد ماه به طرز مشکوکی ناپدید شده بود،اجتماع کرده بودند تا از مسئولین بخواهند قدری جدی تر این مسئله را پی گیری کنند که البته طرح این درخواست مقداری با صدای بلند انجام میشد که باعث شده بود حدود 50 نیروی گارد ویژه و نیروی انتظامی برای کنترل این 30 نفر در محل حاضر شوند.در این گیر و دار که من هم کنجکاوانه پیگیر قضایا بودم یک نفر از لباس شخصی به نمام کرمی که اهل سنقر(کرماشان) نیز میاشد آمد جلو و گفت شما خبرنگار شارنیوز هستی؟ و بدون اینکه منتظر پاسخ من باشد گفت بفرما تو ماشین...

سرتان را درد نیاورم من و پسر عموی بخت برگشته ام که از شانس بدش آمده بود با من احوال پرسی کند به اداره آگاهی برده شدیم و بعد از بازرسی بدنی هرچه داشتیم اعم از موبایل کیف،کتاب سی دی و ... را توقیف کردند و به ما هم امر شد که در محوطه سرد آگاهی بمانیم که دو ساعتی در آنجا علاف شدیم تا "بابایی" رئیس حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی آمد و او هم یک ساعت ما را در راهرو نگه داشت و مشغول بررسی وسایلمان شدند.جناب رئیس که انصافا با احترام تمام هم با ما برخورد می کرد.بعد از کلی تلفن کردن به جاهای که همه میدانیم کجاست و بعد از خوش بش با ما که نروید این خبر را در سایت بذارید و دردسر درست کنید ما را ساعت 1 با سلام و صلوات راهی کردند و در نهایت هم بر ما مشخص نشد که چرا این سه ساعت را علاف شده بودیم چون حتی بک سوال هم از ما نشد ...

گفتیم که بدانید ...

21 آذر سلروز تولد احمد شاملو است و خدا میداند که این شعری که در زیر برایتان میآورم را تا چه اندازه دوست می دارم.البته هیچ ربطی به فضایی که ما در آن کار میکنیم اصلا ندارد.ابدا!!!


دهانت را مي بويند.
مبادا گفته باشي دوستت مي دارم.
دلت را مي بويند...
روزگار غريبي ست نازنين.
و عشق را
کنار تيرک راه بند
تازيانه مي زنند.
عشق را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
در اين بن بست کج و پيچ سرما
آتش را
به سوخت بار سرود و شعر فروران مي دارند.
به انديشيدن خطر مکن.
روزگار غريبي ست نازنين.
آن که بر در مي کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
آنک قصابانند
بر گذر گاه مستقر
با کنده و ساطوري خون آلود.
روزگار غريبي ست نازنين.
و تبسم را بر لبها جراحي مي کنند
و ترانه را بر دهان.
شوق را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
کباب قناري
بر آتش سوسن و ياس
روزگار غريبي ست نازنين.
ابليس پيروز مست
سور عزاي ما را بر سفره نشسته ست.
خداي را در پستوي خانه نهان بايد کرد.
 

+ نوشته شده در  86/09/19ساعت 23  توسط عرفان شریفی  | 

 

چند هفته ای از بروز انشقاق میان جبهه متحد اصولگرایان در منطقه می گذرد و جدا شدگان از گفتمان اصولگرایی یا بوی تحولی به زیان اصولگرایان به مشام مبارکشان خورده و بی سروصدا در پست های اهدایی احمدی نژاد مشغول به کار هستند و هراز چند گاهی تیرهایی روانه دوسو(اصلاح طلب و اصولگرا) میکنند تا به این ترتیب عاقبت اندیشی کرده باشند یا گروهی جرات به خرج داده و ضمن علنی کردن عقیده سیاسی خود،دکانی دیگر در راسته اصولگرایان گشوده و بر سر در آن پسوند مردمی گذاشته اند و البته گروه سوم خود اصولگرایان که صرفه نظر از عدم تمایل مردم به شعارهایشان و در عین فقر تئوریک و درایت سیاسی بر اسب مراد می تازند تا پست های عالی تری که نیازی به تحصیلات و نگاه کارشناسانه نداشته باشد را فتح کنند و احیانا به مدد شورای همیشه نگهبان خود شرایطی چون انتخابات مجلس هفتم فراهم آید و در نبود رقیب وکیلی را مجلس بفرستند...

در تضاد های عیان و محرز میان خواستهای تاریخی مردم منطقه و عملکرد اصولگرایان و عدم تطابق حداقلی شعارهای این گروه با آنچه که مشکلات عینی مردم  کردستان است در بین همگان از جمله خود اصولگرایان هم اتفاق نظر وجو دارد اما نکاتی در باب این گروه تازه تشکیل یافته که نام اصولگرایان مردمی برخود نهاده اند به نظرم می آید که عرض میکنم:

1)شاید حضور چند نفر از اعضای این گروه در فرآیندی تقریبا دموکراتیک و با آرای مردم در شورای شهر، موجب شده صفت مردمی بودن بر آنها مشتبه شود در حالی که اين چند نفر در انتخابات شورای شهر تمام تلاش خود را کردند تا از آنها به عنوان کاندیدای اصولگرایان نام برده نشود غیر از رئیس کنونی شورا که انصافا صادقترین اصولگرایان است و هیچ گاه این مسئله را انکار نکرده که البته همگان نیک میدانند که ایشان جدای از کمیته امدادی ها رایی در میان طبقه متوسط شهری -به عنوان نیروی محرکه اجتماع -نداشته اند.

2)به نظر میرسد اختلافات شخصی و درگیری های لفظی بین اعضای دو گروه که ربطی هم به مباحث سیاسی ندارد عمده دلیل اعلام استقلال اصولگرایان مردمی است.مثلا رئیس کنونی و قبلی شورای نگهبان رابطه چندان حوبی با هم ندارند به طوری که رئیس پیشین در مراسم معرفه رئیس جدید که با کلی سروصدا برگزار شد حضور نیافت.یا اختلاف نظرها بین اعضای دو گروه در جلسات شورا که مدتی است آشکار تر شده است یا عدم انتخاب شهردار مورد قبول اصولگرایان از سوی شورا و  حتی درگیری های لفظی چند تن از اعضای دو گروه در مواردی...

3)گروههای سیاسی که در تلاش برای رسیدن به قدرت هستند به راه های آسان و کم هزینه تری برای رسیدن  به هدف (قدرت) متوسل میشوند که امری کاملا معقول و پذیرفته شده است.در مورد اصولگرایان مردمی هم عقلانیت حکم میکند که تمام تلاش خود را برای عدم شرکت مردم در انتخابات به کار ببندند چرا که تجربه چند انتخابات پیشین نشان میدهد که هرگاه مردم در پای صندوق های رای حاضر شده اند گزینه های مورد نظر اصولگرایان رای نیاورده اند حال گروهی پیدا شده که در عین اشراف بر این واقعیت شعار محوری خود را تلاش برای حضور حداکثری مردم در انتخابات عنوان کرده اند که به باور من چیزی جز انتحار سیاسی نیست.

4)اصولگرایان مردمی در هرحال گفتمان اصولگرایی را پذیرفته اند که نمادهای ناب و خالص این جریان سیاسی در مجلس هفتم و دولت نهم تجلی میابد.حال این سوال پیش می آید که این گروه در تلاش برای استفاده از چه ظرفیت معطل مانده  در اردوگاه اصولگرایان هستند که تا کنون محقق نشده باشد و کدام گزینه و ابزار را در اختیار نداشته اند که می خواهند با تشکیل یک گروه سیاسی جدید به آن دست یابند؟ به راستی که از تمام پتانسیل اصولگرایی را  در شریط فعلی استفاده شده است که نتیجه آن را در وضع اسف باری که بر ما حاکم است میتوان دید.

 

 

+ نوشته شده در  86/09/18ساعت 0  توسط عرفان شریفی  | 

 

بعد از اینکه مردم زبانشان مو درآورد از بس گفتند فکری به حال این شهرداری بکیند که هرچه داریم باید باج سبیل و رشوه به آقایان بدهیم که کارمان راه بیفتد و بی پروایی و وقاحت در دریافت رشوه گند آبی از شهرداری ساخته که کسی رغبت نمیکند نزدیکش بشود و ... عاقبت گند قضیه درآمد و در کمتر از دو هفته نزدیک 4 نفر به اتهام های گوناگون دستگیر و چند نفر هم در خارج از شهرداری به دلیل همکاری با این کارمندان متخلف بازداشت شدند.

برای همه محرز بود که گروهی در شهرداری هستند که شیره مردم کشیده اند و تا کسی سبیلشان را چرب نکند امکان ندارد کاری راه بیفتد و ساختمان ساخته شود.نکته اینکه جدای از رشوه گیری که اولین اتهام وارده به سیستم شهرداری است الان شاهد هستیم که یک نفر جعل اسناد نیز میکرده که در نوع خود جالب توجه است.

قضیه دستگیری این چند نفر چند روزی هست که مهمترین بحث محافل مختلف است و فکر میکنم گروهی از کارمندان متخلف ادارات را به خود آورده خصوصا شهرداری که یک هفته ای هست کاروبار مردم سریعتر راه می افتد.ا

ما خبر های پشت پرده حکایت از وسیع بودن گستره این بازداشت ها دارد و هر آن امکان اضافه شدن کسان دیگر به لیست دستگیرشدگان می رود.

بیت:

گر عهد شوند که مست گیرند         در شهر هر آنکه هست گیرند   (سوال:چه ربطی داشت؟ جواب ...)

از طرف دیگر هفته بسیج بود و در آن کوش که خوش دل باشی.کلی مراسم و برنامه به مناسبت هفته بسیج برگزار شد که سنگ تمام گذاشتن کاک علا نباتی بدون شک بارز ترین رویداد این هفته پربرکت بود که خب آن را در شارنیوز بخوانید

اصولگرایان مردمی هم اعلام وجود نمودند که هیچ سایر اصولگرایان را خوش نیامد .حالا  اساسا ما اصول گرایان را چگونه می شناسیم و چه شاخصه های می توانند داشته باشند . اصولا صفت مردمی یا غیر مردمی به کلیتی به نام اصول گرایی می خورد یا نه؟ بماند برای مطالب بعد که دارم برایشان...

+ نوشته شده در  86/09/08ساعت 23  توسط عرفان شریفی  | 

 

واقعا اتفاقاتی که در این مملکت و به تبع آن شهر گل و بلبلمان می افتد باید در برگه های مخصوصی از تاریخ نوشته و نگهداری شود تا اگر در آینده تقی به توقی خورد و نظمی بر کشور حاکم شد آیندگان ایام زندگی ما را مطالعه کرده و بسیار به ریش ما بخندند.

الغرض فرمانداری که صف اول رعایت اجرای قانون در شهر به شمار می آید از تمکین در برابر قانون شهرداری امتناع کرد و با ساختن دیوار که چه عرض کنم باروی خوش نقش و نگار در صف اول زیر پا نهادن قانون قرار گرفت.

فرماندارسقز و معاون وی که عضو کمیسون ماده صد و تجدید نظر هستند که از جمله کمیسیون های مهمی است که در آن برای تخلفات ساخت و ساز تصمیم گیری می شود و مثلا حکم به تخریب یا جریمه شهروندان خاطی می دهند  و.یکی از اهداف این کمیسیون رعایت دقیق قوانین شهرسازی به منظور هرچه زیباتر شدن شهر است که با این اقدام فرمانداری می توان نتیجه گرفت که بریزید و بپاشید که کشک بیشتر از قوانین شهرسازی مهم است.

به گمانم هر کدام از شهروندان از این به بعد این حق برایشان ایجاد شده است که به دستورات شهرداری بی توجه باشند و با الگو قرار دادن فرمانداری خود را موظف به رعایت قوانین نداند چون هرچه باشد باید برای همه باشد چه رعایت قانون چه عدم رعایت آن!

بسیار پیش آمده با مسئولان فرمانداری در مورد برخی طرح ها و سوژه های گزارش ،مشورت کرده باشیم و در بسیاری موارد به دلیل مشکلات قانونی و برخی ملاحظات ما را از پیگیری قضیه منع کرده اند خصوصا در زمان انتخابات شواری شهر. با خود فکر میکنم ما رو باش این دوستان را چه انسانهای پایبندی به مقررات میدانستیم در حالی که در این مورد  چون منافع اقتضا نمود، قانون به زیر پا نهاده شد.

اعضای جیگر شورا هم هیچ اقدام قاطعی در این مورد انجام نداده و نامه ای هم که به شارنیوز نوشته بودند و در آن نسبت به این موضوع اعتراض کرده بودند را پس گرفتند که نکند اختلافات با فرمانداری بیخ پیدا کند.

حرکتمان به سمت تبدیل شدن به مصداق شهر هرت مبارک است.

 

+ نوشته شده در  86/08/20ساعت 23  توسط عرفان شریفی  | 

درابتداي هفته گذشته و همزمان با هفته نيروي انتظامي،خبري به دستمان رسيد در مورد تجليل اعضاي شوراي شهر و شهردار از نيروي انتظامي كه اين مراسم با اهداي 15 سكه و لوح تقدير به فرماندهان روساي آگاهي و 110 و ساير زير مجموعه هاي نيروي انتظامي همراه بود.اين تقدير و تمجيد شايان شوراي شهر كه مسبوق به سابقه هم نبوده در شرايطي صورت ميگيرد كه انگشت برخي انتقادها از جانب صاحبنظران و مردم سقز نيروي انتظامي را نشانه گرفته است و اين نهاد مهم حداقل در شش ماهه اخير كارنامه قابل دفاعي از خود به جاي نگذاشته است كه شايان چنين تقديري باشد.

ارديبهشت ماه 86 را به ياد بياوريم و بحران ساخت و ساز غيرقانوني كه سقز را تحت الشعاع قرار داده بود.از بلاتكليفي شورا و شهرداري به سبب تغييرات مديريتي كه اجتناب ناپذير نيز بود كه بگذريم بدون شك عدم انجام صحيح وظايف نيروي انتظامي ازعوامل تشديد كننده اين بحران بود به شكلي كه بنا به اذعان يكي از اعضاي شوراي فعلي،ماموران مسلح نيروي انتظامي در برابر مردم معترض به پليس ساختمان جزء اولين كساني بودند كه فرار را برقرار ترجيح داده و ماموران شهرداري را در برابر شهروندان متخلف و معترض تنها ميگذاشتند.اين موردي كه اشاره كردم چيزي پنهاني نيست و اعتراض به اين مسئله را از زبان همه اعضاي شورا بارها شنيده ام.

در ماه قبل(مهر86) در لابه‌لاي اخبار شارنيوز زخمي شدن 4 تن توسط نيروي انتظامي را مشاهده كرديم كه به ظن حمل كالاي قاچاق در مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند بدون آنكه هيچ كالاي قاچاقي از آن ها بدست بيايد.اين اقدام در حالي است كه مجروح شدگان قبل از اصابت تير هيچ پيغامي مبني بر توقف خودرو دريافت نكرده بودند.

جداي از اين نيروي انتظامي در پرداخت هزينه درمان و پاسخگويي و برخورد مناسب با خانواده اين افراد نيز كوتاهي كرده كه مورد بهزاد كمالي را ميتوان مورد استناد قرار داد.

انتقاد مشخصي ديگري كه ميتوان نسبت به عملكرد نيروي انتظامي عنوان كرد به برخورد آنها با اجتماع گروه مكتب قرآن بر ميگردد كه مشاهدات ما و فيلم هاي كه بر روي موبايل شهروندان سقزي قرار دارد حكايت از برخورد باور نكردني و ضرب و شتم شديد اعضاي مكتب قرآن دارد كه صرفه نظر از نغض قانون توسط اين گروه مذهبي،رفتار نيروي انتظامي سقزهيچ اثري از رافت اسلامي كه مدعي آن هستند نداشت.

مثال هاي از اين دست كه مربوط به مقطع زماني شش ماه اول سال فراوان بوده و از ذكر آن خودداري ميكنم واين قبيل برخوردها و اقدامات نيروي انتظامي را در حد تمجيدي اينچنين نميبينم و اساسا كسي  نيز به ياد ندارد شورا و شهرداري تا به اين اندازه در حمايت و تشويق از نهادهاي مردمي و حتي غير مردمي ديگر(كه مدعي آن است)همت گمارده باشد.

علي رغم ارادتي كه به شهردار و رئيس شوراي شهر دارم و كمك هاي شخص شهردار را به تيم شارنيوزهيچ گاه فراموش نمي كنم اما اساس اين مراسم تقدير را طراحي شده از سوي اين دو شخص ميدانم خصوصا رئيس شوراي شهر كه به باور من نماينده مناسبي براي دولت و نهادهاي سياسي وابسطه آن در شوراي شهر بوده - البته اين حق براي ايشان محفوظ است-  و فعلا نمودي از مردمي بودن كه شان مقام رياست شوراي شهر است،در رفتار ايشان ديده نشده است.به اين مسئله، بي خبري چند نفر از اعضاي شورا از اين مراسم و لوح ها و سكه هاي اهدايي را اضافه كنيد تا دريابيد كه خود ايشان باني اين كار بوده اند.(اميدوارم تلاش من براي منصف بودن و پرهيز از يك جانبه نگري را درك كنيد)

شهردار نيز معتقد است كه ازهركسي كه خدمتي انجام داده بايد تقدير كرد و احتمالا به باور ايشان اين تنها نيروي انتظامي است كه خدمتي انجام داده و گرنه ساير نهاد نيز مي بايست تا كنون مورد عنايت قرار مي گرفتند.ذكر اين نكته ضروري است كه در حالي كه پرداخت حقوق برخي از كارگران شهرداري چند ماهي به تعويق افتاد و بالاخره با دخالت دفتر رياست جمهوري پرداخت هايي صورت گرفت،مي بايست خدمت گذاري اين كارگران كه بر همگان محرز است پيش از هر خدمت ديگري مورد توجه ايشان مي‌بود.

خدا كند از اين اقدام رئيس شورا و شهردار، تملق يا تعارفات درون گروهي از سوي مردم استباط نشود و من نيز متهم به تخريب نشوم كه هدف از اين نوشتار چيزي جز بيان دغدغه هاي شخصي و نگراني از وضعيت شهر نيست.

+ نوشته شده در  86/08/07ساعت 23  توسط عرفان شریفی  | 

 

چیا  که معرف حضورتان هست(پسر عموي بالا بلندم و آچار فرانسه شارنيوز را ميگويم)مدتي است با پيشاني كبود و صورت چنگ خورده و رفتاري به شدت پرخاشگرانه در انظار عمومي و خصوصي حاضر ميشود به شكلي كه هم  نگرانش بوديم هم مي ترسيديم از احوالات پرتلاتمش بپرسيم!چون نميدانستيم عاقبتمان چه ميشود تا اينكه دليل اين حركات مازوخيستي را در وبلاگش يافتيم چه يافتني.

چيا در مطلبي از سر جان به لب آمدگي،در مورد پارازيت ها نوشته و اينكه اين بلاي جديد كه دامان برخي نقاط شهر را گرفته شب هاي منزل جناب چيا را جهنم كرده و با علاقه اي كه من از ايشان نسبت به دنياي خبر و رسانه سراغ دارم،مثل بچه از مادر جدا،هم اينكه نميداند شبها چكار كند هم رفتارهاي غير ارادي از وي سر زده كه به شكل چنگ گرفتن از خود و سر كوبيده به ديوار رخ عيان كرده است(البته شايد ديگر نقاط بدن ايشان هم دچار جراحت شده باشد كه به دليل پوشيده و منكراتي بودن،منابع قادر به تاييد آن نيستند).از سوي ديگر اين قبيل رفتار ها تنها به خاطر عدم دسترسي به ماهواره نبوده وتاثيرات رواني اين پارازيت ها نيز در تشديد رفتارهاي پر خطر كاك چيا تاثير داشته است.خلاصه اين آسمان و ريسمان به اين خاطر است كه بنده نيز در مطلبي مفصل به قضيه پارازيت ها كه در بين افكار عمومي و رسانه ها بازتاب در خوري نداشته اشاراتي داشته باشم.

اگرچه از زبان غير رسمي براي نگارش مطلب زير استفاده شده است اما هدف به اشتراك گذاشتن دانسته هايم با شما درباره وضغيت پارازيت و ايجاد بحث در اين زمينه بوده است نه نوشتن مطلب طنز

پارازيت هاي عزيز متولد ميشوند و پدر درمي‌اورند(يا ماجرا از كجا شروع شد)

در زمان مجلس ششم نمايندگان تهران نسبت به تجهيزاتي كه توسط يكي از دستگاههاي دولتي خاص جهت ايجاد پارازيت بر روي سيگنالهاي ماهواره اي تهيه شده بود به طور جدي و پيگيرانه اعتراض كردند و از همان زمان شايعاتي مبني بر اقدام جدي همان نهادهاي خاص! براي مقابله با شيوع استفاده از ماهواره و ايجاد موانعي براي گسترش آن از داخل (به عبارت از داخل عنايت ويژه داشته باشيد) بر سر زبانها افتاد اما در زمان دولت خاتمي و به خاطر فضايي كه وجود داشت اقدام جدي در اين خصوص صورت نگرفت.مجلس ششم هم بي تاثير نبود.

گذشت و گذشت تا اينكه در اسفند ماه سال ۸۵ اهالي سقز راهي پشت بام و بالكن منازلشان شدند تا به خيال خودشان ديش ها را تنظيم كنند و كلي هم به نصاب هاي عزيز زحمت دادند غافل از اينكه شطرنجي شدن تصاوير از بهر پديده فراموش شده اي به نام پارازيت است نه بارندگي هاي زمستاني.

از اسفند 85 تا مرداد 86 پارازيت ها هرچند روز يك بار ميهمان منازل گرم و پر از تخمه حسين طلايي سقزي ها بودند.مثلا كانالهاي ماهوراه اي 3 روز پارازيتي بودن،4 روز مشكلي نداشتند.و بيشترين زمان وجود پارازيت در اين بازه زماني(بازه زماني را حال كرديد) مربوط به منطقه سيلو بود با يك هفته پارازيتي بودن.خيلي ها اعتقاد داشتند كه دستگاههاي پارازيت انداز قادر به پوشش همزمان همه شهر نيست و به صورت دوره اي مناطق مختلف را بهره مند ميكند.

اما از مرداد 86 به بعد نميدانيم چه شد و مسئولان اين كار (كه جانمان به فدايشان) چه تدبيري انديشيده اند كه پارازيت ها بر روي چند نقطه خاص از شهر متمركز شد به شكلي كه بخشهايي از بلوار انقلاب،اكثر منازل شهرك دانشگاه،محله هاي اطراف پاساژ فولادي،ميدان هه‌لو،بخشهايي از خيابان معلم و حافظ(از همين مناطق خبر دارم) امكان استفاده از اكثر شبكه هاي ماهواره اي از آنها سلب شده و به جاي ديدن اميرقاسمي و بهارلو بايد حسيني و حياطي را نگاه كنند.ساير مناطق شهر از تاريخ فوق الذكر(مي ميرم براي اين لغات قلمبه سلمبه) به بعد مشكلي در درياف امواج ماهوار اي نداشتند.

چه كانال هايي آنان را كه جانمان را به قربانشان كرديم ناراحت كردند؟

برنامه هاي تلويزيوني راديو آمريكا روز به روز در حال افزابش بود و با نگاه ويژه اي كه به مسائل نقاط كردنشين ايران داشت موجب شده بود تا مخاطبان فراواني را به گرد خود جمع كند كه در ميان افراد 40 سال به بالا ستاره درخشش به سوپر استار تبديل شده بود و ساعت 8 شب حتما براي ديدن ستاره خانم پاي TV آماده بودند.چند ماهي هم بود كه گروههاي اپوزسيون خارج از كشور با تاسيس شبكه هاي تلويزيوني تحرك جديدي يافته بودند وآنها كه طيف وسعي از مخاطبان را در برابر خود ميدند در تلاش براي هرچه جذابتر كردن برنامه هاي خود بودند.از طرف ديگر برنامه هاي شبكه كردستان ايران كه از سنندج پخش مي شد آشكارا توهين بود به هويت كردي و جز لودگي و مسخره بازي و تلاش براي تحميق مخاطبان، هنر ديگري نداشت (دارم براي صدا و سيما در آينده) اما از آن سوي مرزها نواهاي دلپذيرتري به گوش ميرسيد كه مردم منطقه تشنه شنديدن آن بودند.

اگر من در مسند قدرت بودم و اين استقبال مردم را از شبكه هاي ماهواره اي ميديدم يكي از كارهاي زير را حتما انجام ميدادم:

1)برنامه هاي داخلي را با سلايق مردم منطبق ميكردم و كيفيت برنامه ها را بالا ميبدم

2)از عدم توجه مردم به سياست هاي فرهنگي ام! متنبه مي شدم و راه اصلاحات را در پيش مي گرفتم

3)شروع به ناخن جويدن و استفاده از مواد توهم زا ميكردم و انواع تيك هاي عصبي را در مدت زمان كوتاهي تجربه مي كردم

4)از پارازيت استفاده ميكردم

پاراگراف بالا را فراموش كنيد

خلاصه اينكه دسترسي مردم به كانالهاي سياسي و شبكه هاي فارس زبان لس آنجلسي و كردي زبان عراقي قطع شده اما برخي كانالهاي جوان پسند(-18) هنوز قابل ديدن هستند كه جاي سوال دارد و به نظر مي رسد پارازيت ها براي فركانس هاي خاصي برنامه ريزي شده اند.

اما مناطق پارازيت خيز(اين هم كمك ديگري به زبان فارسي،پارازيت خيز را ميگويم) در طول روز مشكلي در ديدن برنامه ها ندارند.برخي شايعات در شهر از تاثيرات منفي اين امواج بر سيستم هاي اداري و بانكي خبر ميدهند لذا در طي روز دستگاه ها پارازيت انداز خاموش و ماموران زحمت كش به استراحت ميپردازند.

از شهرهاي دوست و برادر/خواهر چه خبر؟

از سنندج (سنه‌ي خوين ئاوي) خبر ميرسد كه اوضاع بد جوري بي ريخت است و تقريبا تمام اين شهر پارازيتي است كه خيلي ها قيد ديدن ماهواره را زده اند و با فرشا همشهري عزيزشان حال ميكنند.

در بانه اوضاع به اين وخامت نيست و تنها قسمت كوچكي از شهر تحت پوشش پارازيت است.

اما مهاباد نيز مانند سنه‌ي خوين ئاوي پارازيت ها اكثر نقاط شهر را در كنترل دارند كه چند بار هم اعضاي شوراي شهر دور دوم و سوم نسبت به اين مسئله اعتراض و نگراني خود را از تاثير منفي آن بر سلامت شهروندان اعلام داشته اند.

اين رايحه خوش از كجاي شهرمان برمي خيزد(رايحه خوش منظور پارازيت است و با رايحه خوش خدمت توفير اساسي دارد)

كلاغ سياه هاي ما از گوشه و كنار شهر خبر ميدهند كه دم و دستگاه ها مربوطه در شهرباني كه در منطقه مرتفع شهر است كار گذاشته شده اند.من كه اين اواخر به خاطر حمله افراد ناشناس به دفتر شارنيوز گذارم به شهرباني افتاد،چيزهاي عجيب و غريب ديدم كه در يك اطاقك قرار گرفته بودند.فكر مي كنم همان باشد.همين ديروز هم خبر دادند چند نفر مشغول نصب چيزهاي شبيه به همان چيزهاي عجيب و غريب بودند لذا اگر در روزهاي آينده شاهد گسترش پارازيت ها بوديد شوكه نشويد و به درد چيا مبتلا نشويد

اين بود انشاي من در مورد پارازيت

+ نوشته شده در  86/07/28ساعت 0  توسط عرفان شریفی  | 

رمضان هم تمام شد و عيد را با تمام سلام هاي ضبط شده بر آداب لاجرم پشت سر گذاشييم و تا به حالت عادي بازگرديم قدري طول ميكشد.

 خبر لغو مراسم جماعت مكتب قرآن بسيار جنجالي بود و در اكثر سايت ها رسانه هاي داخلي و خارجي انعكاس يافت.البته انعكاسي همراه با غلو هاي عجيب و غريب و خلاف واقع! مثلا مصاحبه خسرو كردپور با راديو آمريكا نشان ميداد او اصلا از اصل ماجرا خبر ندارد و هدف اصلي او از انعكاس موضوع نه خود ماجرا كه زير سوال بردن جمهوري اسلامي است مثلا گفت اجازه برپايي مراسم در مساجد به آنها داده نشد يا 400 نفر بازداشت شدند و در شهر حكومت نظامي بود و از اين قبيل حرفها ...

در آموزش هاي كه در مورد كار خبرنگاري ميديدم يكي از اصول مورد تاكيد در جزوات اصل رعات بيطرفي و عدم تحريف اخبار به نفع يا ضرر گروهي خاص بود كه رعايت اين نكته در بلند مدت اعتماد مخاطب را نسبت به رسانه جلب ميكند و در غير اين صورت آن رسانه يا خبرنگار اگر خبر صحيحي را نيز گزارش دهد مورد پذيرش كسي قرار نميگيرد.

 واقعا ما چه اندازه مجاز هستيم كه اغراض سياسي خود را در شيوه نگارش خبر دخيل كنيم و از بهانه اي كه طرف مقابل به دست ميدهد براي القاي هرآنچه كه خود ميخواهيم به مخاطبان استفاده كنيم؟پس اخلاق حرفه اي چه مي‌شود؟

فكر ميكنم تبديل شدن عرصه خبر به محل تصويه حسابهاي شخصي و گروهي جداي از حركت در مسير دلخواه مستبدان كه علاقه مند به جريان آزاد اطلاعات نيست،مردم را نيز نسبت به رسانه ها بي اعتماد مي‌كند .

چه خوب بود مي‌گذاشتيم مردم خود در مورد اخبار قضاوت كنند....

بر همگان مبرهن است كه سردم‌دار تحريف خبر بدون شك صدا و سيما و رسانه هاي وابسطه به دولت هستند.اشاره به اين مثال قضيه را روشن تر ميكند كه زماني كه احمدي نژاد در دانشگاه تهران سخنراني كرد و دانشجويان در اطراف سالن سخنراني تحصني برپا كرده بودند هيچ كدام از بخش هاي خبري صدا وسيما به گردهمايي اعتراضي دانشجويان اشاره اي هرچند كوچك هم نداشتند، در حالي در همان روز صدر اخبار بين المللي رسانه ملي را خبر تظاهرات حدود 100 نفر از معترضان دولت انگليس در لندن به خود اختصاص داده بود.اين خبر را كه پي گيري كردم متوجه شدم نه خون از دماغ كسي آمده بود نه نيروهاي امنيتي آن كشور مانع برگزاري اجتماع آنها شده بودند و اصولا اين نوع اعتراضات به دليل تكثر خبر مهمي به شمار نميآيد در حالي برخورد غير متعارف با دانشجويان معترض و خوراندن گاز اشك آور به آنها مسئله اي نيست كه بتوان از كنار آن به آساني گذشت.

شيوه اتعكاس خبر مكتب قرآن هم همين است و تحريف يا انعكاس جانبدارانه خبر از سوي هر نهاد يا شخصي باشد به يك ميزان ناپسند است.با اين توضيح كه هيچ كس شيوه برخورد نيروي انتظامي با اين گروه مذهبي را تاييد نميكند.

+ نوشته شده در  86/07/22ساعت 23  توسط عرفان شریفی  | 

خيلي وقت بود سقز را در صبح جمعه ها تا به اين اندازه شلوغ نديده بوده بودم.تراقيك سنگين،پياده روهاي پر رهگذز و مراكز خريد مملو از مردم .حتي حسین طلايي كه صبح هاي جمعه تحت هيچ شرايطي باز نيست هم در حال فروش تخمه به مردم بود.

اما هنوز نيمدانيم عاقبت بايد جمعه را عيد در نطر گرفت يا شنبه؟ با خبر شديم در سنندج و جوانرود مردم در مساجد غير دولتي نماز عيد خوانده اند واهل بيت شريفي هم كه تا اواسط ظهر جمعه روزه بودند،روزه خود را باز كردند و عملا مراسم عيد رمضان را برگزار كردند.

آنچه مسلم است روحانيون وابسطه به دولت قادر نخواهد بود جمعه را عيد اعلام كنند مثلا از امام جمعه نبايد انتظار داشت كه علي رغم علم به رويت ماه توسط افراد موثق و مطمئن، بر خلاف نظر دولت عمل كند.

از يك جنبه بد هم نشد ميتوانيم دو روز عيد داشته باشيم و عيد ديدني هايمان را  به جاي فشردگي در يك روز، نرم نرمك در دو روز انجام دهيم.حيف كه ما را به چشم آدم بزرگ نگاه ميكنند و بهمان عيدي نميدهند.

اهالي گل شارنيوز(اعضا و مخاطبان) عيدتان مبارك.از فرصت شاد بودن در اين روز استفاده كنيم.

 ديدن عكسهاي زير خالي از لطف نيست

به‌ره‌ جه‌ژنان

 

گزارش تصويري شارنيوز از جنب و جوش مردم سقز در آستانه عيد رمضان

مجموعه اول              مجموعه دوم

+ نوشته شده در  86/07/20ساعت 13  توسط عرفان شریفی  | 

محافل سياسي سقز هنوز تحت تاثير ماجراهايي است كه بر مكتب قرآني ها گذشته و در خلال مباحثي در همين باره،بيشتر جزئيات رويداد روز گذشته مشخص مي شود.اگرچه منابع موثق خبر از بازداشت 7 تن را ميدهند و شارنيوز هم  بر اساس همين آمار خبر را تنظيم كرده است اما عصر امروز منبع مطلع ديگري خبر از در بند بودن 11 نفر داد كه چون ما خبرنگار دولتي يا نزديك به دولت و نهادهاي خلص نيستيم نميتوانيم با نهاد رسمي تماس بگيريم و در اين مورد كسب خبر كنيم لذا مجموعه شنيده ها را گردآوري كرده و با استفاده از روشهاي اعتبارسنجي،خبر را براي خروجي شارنيوز يا روزنامه هاي همكار انتخاب ميكنيم.

در حال حاضر اسامي 4 نفر از بازداشت شدگان را در اختيار داريم كه به شرح زير هستند:

1)ناصر زماني - كارمند بانك ملي

2)جمال هه‌به كي معلم دبيرستان

3)محمد عباسي

4)جلالي

سعي ميكنيم اطلاعات بيشتري نيز كسب كنيم.

اما نكته قابل توجه برخورد بسيار شديد مامورين با اعضاي مكتب قرآن است كه اگر چه از اهالي محل در اين مورد چيزهايي شنيده بوديم اما امروز با ديدن فايل ويديويي از شيوه برخورد مامورين صحت گفته هاي پيشين برايمان محرز شد.

قطعا اين روش برخورد متناسب با شعارهاي دولت نيست  و شيوه برخورد با اين قبيل افراد بايد تفاوتي با نحوه برخورد با ارازل و اوباش داشته باشد.ادامه اين روند باعث ايجاد فاصله ميان دولت و مردم مي شود.

در حال مزمزه كردن اخباري هستيم كه در اين مورد ميشنويم و اينكه چگونه بايد اين مسائل را به شيوه معقول و دور از غرض ورزي انعكاس دهيم.

+ نوشته شده در  86/07/19ساعت 0  توسط عرفان شریفی  | 

سه شنبه ۱۷ مهر ماه ساعت ۲۴

لحظاتي پيش خبر رسيد كه استاد صديق زهري خواننده خاطره ساز و نام آشناي ديار سقز دار فاني را وداع گفت.شنيدن اين خبر بسيار براي اهالي شارنيوز ناراحت كننده بود چون هنوز يكي از بهترين خاطرات كاريمان حضور ايشان با تمام كسالتي كه داشتند در دفتر محقر شارنيوز بود كه با كلام زيبايشان و شرح زندگي هنري خود ما را مجذوب خود نمودند

صديق زهري

استاد زهري از حدود يك سال قبل به بيماري نارسايي كليه به صورت شديد مبتلا شده بود و هرهفته چند نوبت تحت دياليز قرار ميگرفتند.

اين ضايعه تاسف برانگيز را به جامعه هنرمندان سقز و كردستان و همچنين خانواده آن مرحوم خصوصا دكتر داراب زهري عزيز تسليت عرض مي‌گويم.

+ نوشته شده در  86/07/17ساعت 23  توسط عرفان شریفی  | 

روز دوشنبه و سه شنبه اين هفته شهر تحت الشعاع جنجالي بود كه بر سر مراسم يكي از گروه هاي مذهبي فعال در سقز به وقوع پيوست.

گروه موسوم به مفتي زاده اكثريت بنا داستند تا امشب(شه سنبه) مراسم مولودي خواني بزرگي را رد خيابان استاد خالدي در زميني كه قرار است در آن آپارتمان مخصوص اعضاي اين كروه بنا شود،برگزار نمايند و از شب دوشنبه با حصار كشيدن به دور منطقه اي كه قرار بود در آن مراسم برگزار شود در تدارك مقدمات اين گردهمايي بزرگ بودند كه نيروي انتظامي با دخالت خود مانع كار آنها شده و ضمن دعوت آنها به انجام مولودي خواني در يكي از مساجد يا سالن هاي شهر،اعلام كردند كه اجازه برگزاري مراسم در فضاي سرباز را نخواهند داشت.

چند نفر از اعضاي  گروه به اين حكم نيروي انتظامي اعتراض كرده و كار بالا ميگيرد و درگيري در شب دوشنبه بين طرفداران مفتي زاده و نيروي انتظامي به وقوع ميپيوندد كه طبق شنيده هاي ما از منابع موثق حدود 40  نفربازداشت مي شوند.از اين تعداد 7 نفر آنها به اطلاعات نيروي انتظامي تحويل داده شده و مابقي در مدت زمان كوتاهي آزاد ميشوند.روز سه شنبه در محدوده برگزاري مراسم نيروهاي گارد ويژه حضوري چشمگير داشته كه ساعات پاياني شب ضمن مراقبت از منطقه،از رفت و آمد خودرو ها به خيابان خالدي جلوگيري به عمل مي امد.

محفل مذهبي مفتي زاده گروه اكثريت براي اين مراسم دعوت نامه هايي فرستاده بودند.

خبري از بازداشت شدگان ديگر به ما نرسيده است.

 این اخبار را داشته باشید تا گزارش کامل آن فردا در شارنیوز منعکس شود

+ نوشته شده در  86/07/17ساعت 23  توسط عرفان شریفی  | 

مطالب جدیدتر